همین چند دقیقهی پیش رفته بودم در پوشههای فایلهای آپلود شدهام. بینِ آن فایلهایی که باید مُهرِ «فوق محرمانه» کوباند روی بستهشان و نگذاشت که کسی بفهمد چقدر برایت مهماند! که باید آنها را اگر حضورِ فیزیکی داشتند در زمین چال کرد و سالی یکبار به آنها سر زد. از آن فایلهایی که نمیشود همیشه دیدشان! رفته بودم سراغشان. بعد از مدتها روی یکی از صوتها زدم. اسمِ فایل سالهای سال است که «110» مانده و هیچوقت هم تغییرش ندادهام. یک فایل صوتیِ حدوداً صد کیلوبایتی! یک صدای ضبط شده. یک یادگارِ باقیمانده از هفت سال پیش. هدفون را با دقت گذاشتم در گوشـم و کابلش را فرو کردم در لپتاپ. پلای را زدم. باورتان میشود یک لحظه شبیه برقگرفتهها شده باشم؟ آن نبود! در واقع یکفایلِ دیگر بود که هماسمِ آن بود فقط! که اصلاً یادگار محسوب نمیشد! یک صدایِ تکراریِ ضبط شده از تلویزیون بود که تقریبا هیچویژگیِ خاصی نداشت. دو سه بارِ دیگر امتحان کردم. نه اصلاً آن نبود. جلو و عقب بردم. نه اصلاً. نه اصلاً آن نبود. با عصبانیت حذفش کردم. چهاردهمِ آبان آپلودش کرده بودم. من چرا آنقدر گیج شده بودم؟ چرا فایل را امتحان نکردم؟ رفتم داخلِ درایوها. پوشههای درایوهای کامپیوترِ قدیمی. «110» را سرچ کردم. یادم است همان روزِ اول که فایلهای کامپیوترِ قدیمی را انتقال داده بودیم، یکنسخه از آن را کپی کرده بودم جایِ دیگر تا خدایی ناکرده، اشتباهاً حذف نشود. هیچ فایلِ صد و ده نامی نبود که همان فایلِ اشتباه آپلود شدهی بدردنخور نباشد! احتمالاً چند وقت پیش که آپلودش کرده بودم ، فکر کردهام که دارم فایل کپی را حذف میکنم! اما انگاری فایل اصلی را بر فنا داده بودم. خدای من! باورم نمیشد چند حرکتِ سادهی من و غرورِ بیجایم که آنموقع اجازه نداده بودم درستیِ فایل را چک کنم، توانسته بود پلِ بینِ من و هفت سال پیش را خراب کند! خشک شده بودم. هیچ راهی نبود. به سالهای بعد فکر کردم که من، هیچ نشانهای از سالهای خیلیقبل ندارم که نشان دهم به کسی! به کسی که شاید روزی باشد.
یکلحظه با خودم گفتم من این فایل را در گوشی نداشتم؟ گوشیِ 10 درصد شارژم را برداشتم. سرچ کردم. از تمامِ تصاویرِ «110» که گذشتم رسیدم به یک فایلِ صد و ده کیلوبایتی. یک فایل با فرمتِ amr. خودش بود. وای خدای من. پیدایش کردم. من گذشتهام را پیدا کردم. گذشتهی نداشتهام را شاید! گذشتهای که به شدت فشرده شده است در یک فایلِ صد و ده کیلوبایتی.
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی