خرید بک لینک

آخ که چه روندِ عجیبی داشت این چند ماه. این چند ماه یعنی از اول مهر. حسرتهای مشترک، تصمیمهای اشتباه، افکار اشتباه، اعمال اشتباه، و اشتباهاتِ دیگه... راستش زیاد یادم نمیاد. توی سالنامه هم واضحتر چیزی ننوشتم. خودِ مهر بد نبود. نهم مهر نشونهی خوبی بود. خواب چهارم مهر، معجزه بود. نمیدونم. واقعاً نمیدونم چه دلیلی داشت این اشتباهات من. چهچیزی باعثش شد؟ نمیشه تشخیص داد. بررسی جزء به جزء اثری نداره. ولی وقتی از بالا بهش نگاه میکنم. همهی این اشتباهات و نشونهها رو با هم، به یهچیزایی میرسم. ببینید. مثل این میمونه شما هی وقتتون رو تلف کنید و هی بخواید از فردا جبرانش کنید، ولی همین چندین ماه طول بکشه. البته قضیهی من وقت نیست و این مثال بود. ولی شباهتِ خوبی دارن به هم. هردوتا تقریبا بیجبران هستن.

مهم هست. نباید اینطور میشد. ولی حکمتش چی بود؟ نمیدونم گفتم تا حالا، یا اینکه نمیدونم چندبار گفتم تا حالا. ولی تابستون 95 یه خواب دیده بودم که یکسال بیشتر زنده نیستم. چقدر اون موقع امیددهنده بود! با خودم میگفتم خوبه دیگه! این یه سال هم بگذره و تموم! باور میکنید هیچ باورم نمیشد و نمیشه که توی یکسال بشه اینقدر گند زد توی زندگی؟ یعنی خدا میخواست بهم ثابت کنه، چه صدسال زنده باشی چه یکماه، هرغلطی که باید رو، انجام میدی!؟ و خب، خدا بهترینِ ثابتکنندگانه. اینو یقیناً میگمهااا. هیچوقت از خدا نخواید که براتون ثابت کنه که چرا نه. میزنه لهـتون میکنه، بعد میگه دیدی؟ دیدی خوشگلم؟ دیدی چرا نه؟ حالا گمشو سر درس و مشقت...

راستش خدا. الان خیلی چیزها رو بهتر میفهمم. مثلا اون کلیپِ آقامیری که کمترین مقاومت رو در برابرش داشتم، الان بهتر میفهممش. یعنی باورش دارم. هرچند شرط داره. و من نداشتم اون شرط رو حتی! مثلا الان بهتر میفهمم بعضی حکمهات رو. هرچند هنوز رعایتشون نمیکنم! الان بهتر میفهمم چرا منع میکنی ما رو. و واقعا سعی میکنم رعایت کنم. ولی... ولی واقعا هنوز نفهمیدم چرا نه؟ به خودت قسم هنوز نفهمیدم چرا نه؟ اون لعنتی چرا نه؟ این که دیگه قطره از اقیانوس هم نیست! بهخدا نیست. البته توروخدا دیگه برام اثبات نکنیها. مرسی. ولی واقعا نفهمیدم هنوز! من زیادی خنگم یا حکمت و علت این اشتباهات ربطی به اون نداشت؟

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: سه شنبه 5 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:36

صفحه بندی