خرید بک لینک

راستش من روش خودم رو دارم واسه تشخیص خوب و بد! مثل حضرت لقمان حکیم که روش خودشون رو داشتن! قطعاً اون هشتساعتی که واسه مناظره و بحثهای پیرامونش و خوندن نظرات مردم، وقت گذاشتم، بیهودهی بیهوده نبوده. ولی کماکان سعی میکنم نظرات آشناها و دوستان رو نخونم!! چون احتمالش هست که بخاطر برعکسبینیِ طرف مقابلم، ازش متنفر بشم. فلذا اگه قراره عاشق روحانی و دولت فخیمهاش باشین، خیلی بهتره که این روزها از فضای مجازی لفت! بدین :)) درصد قلیلی به طرز فجیعی به نفعش حرف میزنن که واقعا آدم با دیدنشون حالت تهوع میگیره.

این از مقدمه!

مناظره رو میشه به دو بخش تقسیم کرد، قبل و بعد از پرش ناهنگام روحانی به وسط حرفهای قالیباف! یکسری بعد مناظره اومدن و گفتن روحانی وعده نداده که، صرفا گفته اگه اینطور بشه اونطور میشه!! حقیقت همون لحظه که روحانی اتهام زد که از یک سایت گمنام داری نقل میکنی، رفتم سایت خودش و متنش رو پیدا کردم. خیلی دقیق گفته اگر در یکسال ده میلیون گردشگر وارد کنیم میتوان چهارمیلیون شغل ایجاد کرد! کاری ندارم این حرفش گزافی بیش نبوده، ولی بعضی اومدن گفتن مگه توی یکسال ده میلیون گردشگر وارد شده؟ خیلی معلومه که نه! بعدش هم انداختن تقصیر حمله به سفارت!! توی چهارسال حدود بیست میلیون گردشگر وارد کشور شده، درحالیکه در کل چهارسال حدود دومیلیون شغل ایجاد شده. حالا یه ضرب و تقسیم ساده بلد باشید میتونین بفهمین دروغ گفته یا دروغ نگفته! میانگین سالانه گردشگر میشه پنج میلیون، پس طبق گفتهی خودش، پنج میلیون گردشگر باید دو میلیون شغل داشته باشه، در حالیکه سالانه حدود پونصدهزار شغل ایجاد شده! اونم نه فقط توی گردشگری. حالا نمیدونم میتونین حق بدین یا نه! ولی وقتی کسی دروغ رو میخواد توی شلوغی حل کنه، من متنفر میشم ازش!

جهانگیری و روحانی جفتشون به برجسازی تهران اشاره کردن. خب من یه متنی رو میذارم خودتون مقایسه کنین کی بیشتر مقصره! شهرداری یا دولت؟ : «مجوز ساخت بناهای بلندمرتبه که ساختمانهای 12طبقه به بالا هستند، باید از دریچه کمیسیون ماده 5 بگذرد؛ کمیسیونی که 8عضو دارد و اعضای آن معاونان وزرای راه و شهرسازی، جهادکشاورزی، نیرو، کشور، معاون سازمان میراث فرهنگی، معاون سازمان حفاظت محیطزیست، رئیس شورای شهر (بدون حق رأی) و شهردار تهران هستند. در این میان نکته مهم آن است که نهادهای دولتی 6برابر مدیران شهری در مجوز ساخت بناهای بلند حق رأی دارند.» حالا حتی اگه فکر کنیم که قالیباف به همهشون رأی مثبت داده، باز هم باید نیروهای دولت رو مقصرِ صدور مجوز دونست!

نقش جهانگیری، از نقش شکلکهای خندان تلگرام، خندهدارتر بود! یعنی الان آدم قیافهی جهانگیری رو میتونه بهراحتی جایگزین مناسبی برای این شکلکها بدونه. از بس که با پررویی و بیشرمی، از هربحث و موضوعی، از دولتِ رئیسش تعریف و تمجید میکرد و رسماً گندِ هرچی خود شاخپنداری رو درآورد. یکتنه میشه بهعنوان بهترین استندآپ کمدینِ حاضر در دولت، ازش یاد کرد. راستش بعد از مناظره از بیشترین چیزی که تعجب کردم این بود که بعضی از جهانگیری خوششون اومده بود! خب خیلی سعی میکنم اینو بذارم به پای دلقک بازی و ننه من غریبم بازیهاش توی صحنه. ولی یادتون نره، کسی که از اول تا آخر مناظره، بدون گفتنِ حتی یک برنامهی عملی برای دولت آیندهی رئیسش، و صرفا با تعریف و تمجید از اوسا حسن و تخریب و تکذیب رقیبهاش، جلو میره و فقط سعی در شلوغتر کردن ماجرا برای گمشدن کلیدِ شکستهی دولت وسط این همه بدبختیِ مردم داره، هیچوقت نمیشه بهش اعتماد و اعتنا کرد. من اینجور مواقع میگم #بیشرف_نباشیم!

روحانی، بادِ هواست. بعضی وقتها اینطور حس میشه که صرفا با یه سری اسمِ به فنا رفته، میخواد خودشو بِکِشونه بالا تا کمتر تو فاجعهای که به بار آورده فرو بره. مثل سخنرانیش توی یزد که گفت: «برادر عزیزم، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی!» حالا از مدرک بیاعتبارش به استناد جعلهایی که توی تزِ دکتریش وجود داره هم بگذریم ولی باز هم تا حالا فقط با همین اسامی، تونسته بعضی از ملت رو گیج و منگ و کور و کر کنه. یهمدت هم چسبیده بود به «سایهی شوم جنگ»، که رهبر عزیزمون به قشنگی، حرفش رو تحویلِ خودش داد و رفع جنگ رو از برکات حضور مردم دونست، نه حضور مسئولینی که چهارسال، روزی نبوده که کلمهی «برجام» و مشتقاتش از زبونشون شنیده نشه!

+ روحانی خیلی تلاش کرد یه تیکهی بامزه بندازه و گفت من میخواستم گناهش زیاد نشه :)) نمیدونم دیگه ملت به چه زبونی بهت میگن! اگه بهت بگن که میخوان بیشتر از این، بارِ گناهت سنگین نشه، ول میکنی بری پی دولتِ زندگیِ خودت؟ :دی ول میکنی دروغگویی رو؟ :|

++ برای اینکه بتونید منظورم رو از عنوان دریافت کنین که دقیقا به کی گفتم گلادیاتور، یهتعریف کوتاهی از «گلادیاتور» رو از ویکیپدیا نقل میکنم. «گلادیاتور که بدان «مرد شمشیر» گفته شده. برخی از گلادیاتورهایی که برای شرکت در نبردهای گلادیاتوری داوطلب میشدند، نه فقط حقوق فردی و اجتماعی خویش، بلکه حتی زندگی خود را با ظاهر شدن در صحنهٔ این نبردها در معرض خطر قرار میدادند. اغلب گلادیاتورها، بعنوان برده خوار و خفیف شمرده میشدند، تحت شرایطی دشوار تأدیب میگردیدند، از نظر اجتماعی به حاشیه رانده شده بودند.» حالا بهنظرم خیلی واضح شده که منظور کدومشون بوده. اما همچنان اطمینان دارم خیلیها با برعکسبینی، قالیباف رو شبیه گلادیاتور میبینن. ولی این، چیزی جز برعکسبینیِ اونها نیست. که مطمئناً بهزودی، و حداقل در طی زمانی بهمدت یک ماه تا چهارسال، و حداکثر تا دوازده سال آینده، میفهمن که چه بلایی سرِ خودشون آوردن. ولی وقتی اینو میفهمن، که یهمقدار دیر شده، یهمقدار دیر شده و دیگه هیچ راهی برای برگشت ندارن.

+++ من از هیچکدومشون دفاع نکردم. نه از قالیباف و نه از دیگر کاندیداها! خودم اگه رأی میدادم، سفید میدادم. این شیش نفر، هیچکدومشون نمیتونه به ذهنم وارد بشه. هاشمی طبا که همش میگفت نمیشود و دولت نمیتواند و چرا اینها را به دولت تحمیل میکنید!، میرسلیم هم که همش میگفت ما خواهیم توانست و اگر بخواهیم و بسیار کار کنیم حتما خواهیم توانست، روحانی که وعدههای نود و دو رو تکرار میکرد و جهانگیری با اعداد و ارقام و تکون دادن سر تاییدش میکرد، قالیباف هم میگفت پنج میلیون شغل و سهبرابری یارانه!، رئیسی بندهی خدا هم که مظلومانه کلمهی «جوانان» رو بین حرفهاش جا میداد و وعدههای خوش آب و رنگی رو تحویلمون داد. ایشالا اونی بیرون بیاد، که درها براش بدونِ کلیدهای خارجی و گرون، باز بشن. ایشالا اونی رأی بیاره که «مسئول» باشه.

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:23

صفحه بندی