الان و همیشه، آدم در یک وضعیتی هست که نیاز به دلمشغولیِ درست داره.
صدبار نوشتم و پاک کردم! خلاصهی کلام اینکه الان بدترین وضعیتی که میشه برای سنِ یک دانشآموز ساخت، اینه که بیعار و بیکار ولش کرد و درس رو مثل یک اصلِ بیتغییر و ثابت بهش نشون بدیم. و چه بسیار دانشآموزهایی که گند میزنن توی زندگیشون و جز بیعاری چیزی عایدشون نمیشه و مطمئن باشید نیمی از تقصیراتشون به گردن طرز تفکر غلط جامعهست. چه دانشآموزایی هم که هرچقدر تلاش میکنن، چیزی جز خستگیِ روحی و استرس و اضطراب نصیبشون نمیشه! اون بیعارها و بیاسترسها هم که هیچ!
من به عنوان یک عدد مدرسهدیده! و خرخوانِ نسبی! این حرف رو میزنم و حاضرم واضحتر از این هم بگم! ولی همین من تضمین میدم که هیچکس، هیچکس و هیچکس نمیتونه بفهمه که چه فاجعهای داره توی زندگیِ دانشآموزی رخ میده. هیچکس، هیچکس و هیچکس هم برای حلِ این مشکل تلاشی نمیکنه.
+ آموزشی که بدون پرورش باشه، پشیزی نمیارزه! پرورش هم در این مدارسی که من میبینم، عملاً وجود نداره و حتی بعضی از دبیران خودشون علاوه بر آموزش، به پرورشهای تکمیلی هم نیازمندن!
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی