خب بذارید از اونجایی شروع کنم که دیشب هی یادم میومد که عه! فردا چهارشنبهست و موعد کارنامه. کارنامه یه استرس خاصی داره. برای ما خرخونهای بدبین! همیشه از اون چیزی که فکر میکنیم بهتره، گاهی هم بدتره! تا امسال معدل پایین 20 نداشتم بهجز هفتم که ماجرا داشت :دی ترم اول خودم رو کنترل کردم و به بیانصافی دبیر زبان چیزی نگفتم. من مستمر 18 نبودم و چیزی نگفتم. خداروشکر که نگفتم :)) مهم نیست. راستش من خودم رو دچار مشکلهای مسخرهای کرده بودم که نمره در برابرشون پوچترین مفهوم دنیا بود. استرسش رو داشتما. ولی هیچی اونقدری اهمیت نداشت واسم. الان هم همینطور. کارنامه رو میخواستم ببینم ولی معاون میگرفت سمت خودش. از این کارهای لوسی که توی مدارس دولتی رایجه و تنها شوخیای هست که یکراست با خرخونها صورت میگیره :دی نوزده و هشتاد و هشت بیشتر شبیه شوخی بود. شاید هم اشتباه تایپی :دی خوشحال نیستم. البته دروغه اگه بگم خوشحال نیستم! ولی خب، اصلا حال خوشحال بودن ندارم! حالا بعد افطار شاید هیجاناتم بهجوش و خروش بیاد :دی اولین نمرهای که نگاهم افتاد ریاضی بود. پایانی رو نوزده و بیستوپنج داده شاید هم شدم. :)) راستش به تنها درسی که شک نداشتم همین بود که لطف نمودن :دی البته ایشون اونقدر ترم اول فضل و بخشش دربارهی من به خرج داده و نمرهی شونزده و هیفده رو بیست داده که با این چند صدم، اعتبارش پیش من کم نمیشه :)) وقتی دیدم زیست بیست داده، حرفی نداشتم که بزنم. پوکرفیس نگاه میکردم فقط :| یک «چجووور ممکنه؟»یِ خاصی توی نگاهم بود. من زیست رو بلد بودم. واسه هرسوال و اسم و مفهومی میتونستم توضیح بنویسم ولی سر امتحان، فقط اسم رو خواسته بودن. فقط کلیات. من جزئی خونده بودم، خط به خط کتاب رو. من امتحان رو داغون دادم. بیشتر از شیشتا غلط بیستوپنج صدمی و نیمنمرهای داشتم. واقعا نمیدونم چجوری داده بیست :دی دبیر زیست امتحانهای آخر یه بار من رو دید و خیلی ریلکس گفت سلام سلام خوبی؟ و همین! وقتی رفت توی دلم گفتم مرد حسابی یه عتابی یه خطابی چیزی! والا :)) عربی میتونست 19.5 بده که خب ازش توقع نمیرفت اینکار و خداروشکر همچین هم نکرد :دی هرچی که بود و نبود گذشت. خداروشکر. هرچند من آدم نشدم. هرچند امسال مزخرفترین سال تحصیلیِ تمام عمرم بوده باشه ولی این چیزی از خوبی دبیرها کم نمیکنه، نه فقط واسه نمره :دی
+ دانشآموزا، اونقدری شفافیت نمرهای دارید مثل من؟ :)) نمرههاتون رو، رو کنید ببینم چقدر خرخون توی کشور پرورش پیدا میکنه :دی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی