دیدید یه وقتهایی آدم از خودش عقب میفته؟ من الان چندین و چند پست به خودم و دلم بدهکارم. که بخاطر پستهای مناسبتی، موقعیتی، خاطرهای و امثالم ننوشتم. و نمیخوام بنویسم حتی. پس بذارید همین روندِ پستهای مناسبتی، موقعیتی و خاطرهای و موقتی رو پیش بگیرم تا ببینم اوضاع به کجا میرسه...
:::
1. یکشنبه، چهارم تیرماه، وقتی بیدار شدم متوجه شدم که دکتر میمِ عزیز، از ارسالِ تابلو خبر دادن. تشکر کردم و هیچی دیگه. چهارشنبه هفتم تیر بود که با خبرِ رسیدن تابلو و زنگِ پستچی بیدار شدم. با تعجب و یهجورایی ناباوری، رفتم جلو و خب تا بخوایم بستهبندی رو باز کنیم یه ده دقیقهای طول کشید. خلاصهاش کنم. بسیار زیبا بود. بسیار هم ممنونم ازشون. لطف کردن :)

***
2. واحدِ مرکزیِ خبرِ روابطعمومیِ وبلاگِ منقش، به روایت از دیدهها و شنیدهها از مستر مرادی، میگوید: بر طبق اخبار واصله از منابع آگاه و معتبر، لیکن بینام و بینشان، در حوالیِ روزهای آخرِ خردادماه، چندی پس از امتحاناتِ نهایی خردادماه، در جهتِ تضعیفِ روحیهی انقلابیونِ خرخوانی و بهویژه بنیانگذارِ پایگاهِ گردهماییِ خرخوانان جوان موسوم به «خانا خان»، بمباران و انفجارهای متعددی، در مرکزیتِ محل اسکانِ موقت مستر مرادی رخ داد. این انفجارات که توسط افرادی شناس و باسابقه روی داده است، به همراهِ مقدار زیادی نارنجک و بمبهای کمریِ بستهبندی شده صورت گرفته که نشان از آمادگیِ کامل تیم انفجاری دارد. این حملات که در نهایت به تغییر رویهی شکلِ مکانِ مذکور انجامید، علاوه بر ایجاد خسارات متعدده، باعث کشف و ضبطِ پنجاههزارتومان وجه رایج مملکت در میانِ اسناد و مدارک مستر مرادی شده که موجباتِ مظنون شدنِ وی را فراهم آورده است. متوهمانِ همیشه در صحنه که از نمای بیرونیِ محل مذکور و در فاصلهی دویستوهفتادوسه کیلومتری، شاهدِ حملات و درگیریها بودهاند، پیدا شدنِ این اسکناس را رشوهی «بمبگذارانِ ضد صلح» نامیدهاند و مدعی شدهاند که مستر مرادی با آنها همکاریِ تنگاتنگ داشته و چهبسا خود، مینهای اساسی را جایگذاری نموده است. جدای از سیاهنماییهای سیاسی، مستر مرادی، در جوابِ کسانی که آنها را «مدعیان پوچاندیش» خطاب نموده، با حفظِ نیروی بالادستی گفته است: «این ترقهبازیها در ارادهی من بر از بین بردنِ بینظمی تأثیری نخواهد داشت. به امید خدا، با نهایت نیرو، به ادامهی راهِ ترکِ بینظمیِ مطلق در سایهی کاغذ و قلم و جلوگیری از پخشوپلاییِ آنها خواهم پرداخت. ما در جوابِ مدعیانِ پوچاندیشی که نهایتِ استدلالِ خودشان را در کشف و ضبط مقداری پول نقد رایج مملکت در بین لوازم شخصیِ اینجانب نشان دادهاند، میگوییم که این مبلغ، مبلغِ کوچکی از آثارِ باقیماندهی عیدیِ اینجانب است. همانا که خداوند آنها را هدایت، و اگر قابل هدایت نیستند، هلاک نماید». همچنین مستر مرادی، در واکنشهایی جداگانه، رخ دادنِ این عارضه را به خود و اتاق خود، فرش خود و کتابهای خود تسلیت گفت و در حرکتی ظالمانه به «تختخواب» هیچ تسلیتی نگفت و در ادامه مدعی شد که تختخواب، آسیبی ندیده است و این ترقهبازیها بر استحکامِ او تأثیری ندارد. در پیِ این اظهارنظرِ اقتدارگرایانه، باز هم موجی از مخالفتها و ادعاها شکل گرفته است که مستر مرادی را متهم به توهین و حتی هتکِ حرمتِ تختخواب نمودهاند. اکنون که پس از گذشتِ حدوداً یکماه، ابعادِ تازه و جدیدی از این اتفاقاتِ پیشبینینشده نمایان شده است، بسیاری از تحلیلگرانِ خبرهی سیاسی، حملهی کورِ داعش را الگو گرفته از این حملهی برنامهریزی شده به منزل مسکونی و غیرنظامی مستر مرادی میدانند. همچنین مستر مرادی خاطرنشان میکند که با سیلیِ بالشکی، دستهای بمبگذار را از محل موقتِ سکونتِ خود دور کرده و نظم را به منطقهی زندگیِ خود بازگردانده است. همچنین وی بخاطرِ عزم خود در بینظمی، همچنان خرسند است و میگوید: «اگر موقعیت اقتضا کند در همین وضعیت نیز بینظم خواهیم شد! اما در راستای نظاممند شدن، با هیچ بیگانه و دشمنی دست نخواهیم داد».
روابطعمومیِ وبلاگ منقش. محسنیِ نای.

+ بله. نمای جدیدی از وضعیتِ کنونیِ اتاق بنده رو مشاهده میکنید. هرگز گمان مبرید که تشکهایِ سمتِ چپِ تصویر بیهودهاند! خیر. بهعنوان تکیهگاه بسیار مورد استفاده قرار میگیرند :))
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی