اسکارِ بهترین حرکتِ دیروز هم تعلق میگیره به عموی مادرم. که وقتی ن. غش کرده بود - که غش نکرده بود و ادا در میاورد! -، یک پارچ آبِ یخ، - واقعاً یـــــخ - رو از دست پسرداییم که قطرهقطره میریخت گرفت و همش رو ریخت روش :)))) حالا اونم چاااق! لبش کبود شد؛ قشنگ داشت سکته میزد :دی
همین ملتِ ادا و اطواری، دوساعت بعدش، از یادآوریِ این صحنه، داشتن میترکیدن از خنده. :|