خرید بک لینک

الحق و الانصاف این تابستان ظرفیتِ اینهمه فشار ذهنی را داشت؟ یکی-دو روز پیش از شدتِ هجومِ افکاری که به ذهن من وارد شده بود و از شدتِ تحلیلهای بیهودهای که همزمان از رفتارِ چندیننفر داشتهام، دیگر کاملاً از تکاپو افتاده بودم. به صفحهی کتاب که زُل میزدم، انگار در حال مشاهدهی کتیبهی خطِ میخی هستم. فیالمثل در آخرین یادداشتِ گوشیام، در روز یکشنبه، ساعت یکوپانزده دقیقهی ظهر، بعد از ناهار، نوشتهام: «بیکاری مطلق. تمرکز خواندن یا حتی چرخیدن در گوشی هم نیست...». وضعیت وحشتناک بود. و راستش این تازه اول ماجرا بود. دقیقاً چندین دقیقهی بعد از همین یادداشت بود که موجِ مهمتری از استرس و دوگانگی و تناقض شکل گرفت. قابل وصف نبود. ولی، بد نمیتوانست باشد. هرچند نشانیهایی از خوبی داشت، ولی خوب هم نمیتوانست باشد. کاملاً دوگانه و متناقض. تناقضِ مسائل و سردرگمی بینِ دو جبهه، گاهی میتواند شیرین باشد. البته فقط گاهی.

+ عنوان: کویر از محمد معتمدی

برچسب: تقدیرم, نویسنده: سام حکیمی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 16:10

صفحه بندی