شنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۵۱ ق.ظ
خوشا به حال آن تنها و بدنهایی که روحهایشان فقط درد تن خودشان را احساس میکنند و خوشا به حال آن بدنی که روحش فقط درد بدنش را احساس میکند، چون آن روح دائماً در فکر این است که نارحتیهای این بدن را از بین ببرد. ولی دشوار است حال آن بدنی که روحش تنها روح خودش نیست، روح همهی بدنهاست؛ یک روح، درد همه را بهتنهایی احساس میکند. این بدن است که مجبور است با وجود فراهم بودن همهی امکانات، با دو لقمه نان جو بسازد برای اینکه مبادا در حجاز یا یمامه یک نانِ جو خور پیدا شود. این بدن است که باید کفش وصلهدار بپوشد برای اینکه با روحی مانند روح علی(ع) توأم باشد.
روحها وقتی بزرگ شد، وای به حالِ آن بدنها! روح وقتی بزرگ شد و روحِ همهی بدنها شد و درد همه را احساس کرد، کارش به آنجا میکشد که مجازات میبیند، برای چه؟ برای غافل ماندن از حالِ یک بیوهزن و چند یتیم. میان کوچه زنی را میبیند که مشک به دوش گرفته است. علی(ع) آدمی نیست که بیتفاوت از کنار این مناظر بگذرد. علت ندارد که زن خودش آبکشی کند، حتماً کسی را ندارد یا کسی دارد ولی به حال این زن نمیرسد. فوراً خودش جلو میرود (نمیگوید آی شُرطه! آی پاسبان! آی نوکر! آی غلام! تو بیا. خودش میرود)، با کمال ادب میگوید: خانم! اجازه میدهید شما را کمک کنم و من مشک آب را به دوش بکشم؟ این زحمت را به من بدهید. آن زن میگوید: خدا پدر تو را بیامرزد. به خانهی آن بیوهزن میرود. همینکه مشک را زمین میگذارد، استفسار میکند که ممکن است برای من توضیح بدهید که چرا خودتان آبکشی میکنید؟ شاید مردی ندارید؟ میگوید: بله، اتفاقاً شوهر من در رکاب علی ابن ابیطالب کشته شد. من هستم و چندتا یتیم. این کلمه را که میشنود، سر تا پایش آتش میگیرد. نوشتهاند آن شب وقتی برگشت و به خانه رفت، تا صبح خوابش نبرد. صبح، نان و گوشت و خرما و پول با خودش برمیدارد و با عجله میرود و درِ خانهی همان زن را میزند. میگوید: کسیتی؟ میفرماید: من همان برادر مؤمن دیروز تو هستم. بهسرعت گوشتها را کباب میکند و به دست خودش در دهان یتیمها میگذارد و یتیمها را روی زانو مینشاند و آرام به آنها میگوید: از تقصیر علی که از شما غافل مانده بگذرید. آنگاه تنور را آتش میکند. وقتی سر تنور میرود، صورتش را به آتش نزدیک میکند. حرارت آتش را احساس میکند، با خود میگوید: علی! حرارت آتش دنیا را بچش و آتش جهنم یادت بیاید، تا دیگر از حال مردم غافل نمانی. بدنی که باید جور بکشد اینطور است، بدنی که روحش روحِ همهی مردم است اینگونه است.
انسان کامل - مرتضی مطهری
عیدتون مبارک.
من رو هم دعا کنید.
بشنوید