خرید بک لینک

همهچی رو خودم شروع کردم ... امروز ، که با خودم حساب کردم ، دیدم به خودمم دارم دروغ میگم ... از کِی اینقدر بازیگرِ قهاری شدم که خودمم نقشم رو باور کردم؟

نباید اینطوری میکردم با خودم ... نباید اونقدر فرو میرفتم تویِ اینهمه فکر و خیال ... هرچند که بتونه واقعیت باشه! اصلاً واقعیت هم باشه، الان دیگه چه فایدهای داره؟ همهچی تموم شده ... باور کن! دیگه چیزی نمونده که ...

یه اشتباه ؛ همیشه اشتباهه، حتی اگه حسِ خوبی داشته باشه! اشتباه بود... اشتباهی رفتم ... ولی دیگه نمیخوام ادامه بدم ... میدونم آخرش میشه مثل این فیلما! تا طرف میخواد یه چیزی رو بذاره کنار، دقیقا همون سرِ راهش سبز میشه! ولی چه فایده!

یه بیتی بود ، پارسال وقتی از کتاب ادبیاتمون خوندم ، جداً تنم لرزید! یه شماره شناسنامه کنارش نوشتم!! ولی بعداً خطش زدم:| هنوزم که گاهی میخونمش، از خودم خسته میشم :

دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟ **** ابری که در بیابان بر تشنهای ببارد

با خودم فکر میکنم که چرا من اینقدر بیشعورم؟ اونقدر که به خودمم دروغ میگم و دروغِ خودم رو باور میکنم :|

هیچی عوض نشده ... هنوز همون حالِ پست قبل رو دارم ... هنوزم به این آینده ، امید دارم ... هنوزم میدونم که بالاخره یه جایی باید خودم تمومش کنم ... هنوزم میدونم که باید برم ... ولی ، دلم رو باید جا بذارم... من دیگه نمیتونم سنگینیِ احساساتم رو تحمل کنم ... من دیگه نمیتونم اینقدر ضد و نقیض زندگی کنم ...

+ یه جا تو قلبت، واسم نگهدار

زنده میمونم ، به شوقِ دیدار

برام دعا کن ، خدا نگهدار ... خدا نگهدار

تا روزِ دیدار ...

++ وقتی چشماتُ رو هم میذاری بِدونْ، وقتی چشمامُ رو هم میذارم تو رویا نگاهت میکنم، دلخوشو زنده با این خیالم ...

+++ آهنگ تیتراژ دولت مخفی

برچسب: زنده میمونم به شوق دیدار,دانلود اهنگ زنده میمونم به شوق دیدار, نویسنده: سام حکیمی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 0:58

صفحه بندی