برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب: دردواره,
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
نوشتههای حامد، چیز دیگریست. اصلا انگار، تصویرگریاش در همهنوعی فوقالعادهست و در محرم، دکتری دارد. مطالبش ارزشمندند. من این مطالب مفهومی و کنایی و محاوره را به هزاران هزار وعظ از واعظان ترجیح میدهم. چون عینی هستند. ملموس. محسوس. و آنچه عینی باشد، تأثیر میگذارد... پیشنهاد میدهم دو پست آخرش را بخوانید و پستهای آیندهاش را هم پیگیر باشید.
آیدی اینستاگرام : hamedaskari777
برچسب: حامدجان,
نویسنده: سام حکیمی
کلمات کم میآیند برای وصف سعادتمندیِ شهید حججی و برکت وجودیاش. میدانید؟ باور دارم که در این دنیا هیچ حرکتی به تصادف محض نمیرسد. اینکه او انتخاب شود برای داعشیان ملعون. اینکه او زمانی خبر آسمانی شدنش بیاید و آدمها واقعیتشان را نمایان کنند. و اینکه پیکر بیسرش زمانی به ما برسد که وسط محرم باشیم. من میگویم تصادفی نیست و پیام روشنی دارد: کلُّ یومٍ عاشورا و کلُّ ارضٍ کربلا... تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست ما هستیم.
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
دیروز باران یکسره بارید. امروز هم دارد میبارد. خلاصهاش اینکه این دو روز را گفته بودم آدم بشوم بروم دوجا حداقل چند صدای دیگر هم بشنوم! ولی آخر در این باران که نمیشود. شلاقی باریدنهای رشت یعنی باید زیر دوش راه بروی حتی اگر چتر بالای سرت باشد! امروز و فردا نکنید. آبوهوا مفصل تغییر میکند گاهی...
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
راستش، باید قضیه را یکسره کرد. باید حقیقت را پذیرفت. باید پذیرفت که دیگر درستشدنی نیست. دیگر باید قبول کرد. دست از تلاش برداشت. به انتظار نشست. به انتظار انتهای دنیا، تا دیگر تمام شود. لعنتی، تمام شود. باید به این امید داشت که شاید دوباره به دنیایی دیگر بازگردیم برای جبران. باید پذیرفت که این دنیا و اعمالمان تباه شده است و تمام. لعنتی، تمام.
+ از آن ناامیدیهایی که زیاد هم بیراهه و بیهوده نیست.
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب: تابستان,
نویسنده: سام حکیمی
این روزها که «وقتی نیچه گریست» را میخوانم، بعضی حرفهای آن را نمیتوانم هضم کنم. نمیتوانم بفهمم که چگونه همچین امکانی وجود دارد؟ چطور همچین چیزی ممکن است. تقریباً به اواسطش رسیدهام. نمیدانم. یکجایی از آن، میگوید با گفتگو و حرفزدن دربارهی هرکدام از علایم - مانند سردرد، افسردگی، ناراحتیِ شدید، تشویش، اضطراب - و پیدا کردنِ علتهایش، و با بازگو کردنِ علتِ اصلیِ آن، علایمِ آن برطرف و رفع میشو
برچسب: دردگویی,
نویسنده: سام حکیمی