ساقی داریم تو کلاس حتی :دی
-
تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 20:01
صبح نه صفی در کار بود و نه معاونی و نه دبیری. من عاشقِ این چند لحظهی قبل از کلاس هستم! میام توی راهرو، اینقدر از سرش تا تهش میرم که خسته بشم. وقتی خسته میشم، میرم طبقهی پایین. اگه هنوز دبیر نیومده باشه، معاونی نباشه که گیر بده و کسی نباشه که نخوام باهاش روبهرو بشم، میرم تا دمِ در و هوای خوبی که
تغییرات و توضیحات
-
تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 20:01
قالب قبلی، قشنگ بود، خیلی! ولی فقط در ظاهر :دی :)) و من خیلی ممنونم از سازندهش و دستش درد نکنه. و واسه این مدت استفاده، سپاسمندم. هرکی از اونسری قالبها استفاده کرده باشه، و اگه یهمقدار با تنظیماتِ تایپ مثل بولد کردن و موربنویسی و یا نقلقول و یا لیستبندی ، کار کرده باشه، متوجه میشه که قالب قب
به وقتِ طوفان
-
تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 20:01
+ موندم چرا مردها نمیتونن زمانِ حال رو دوست داشته باشن! بهجاش همش دنبالِ چیزی میفتن که از دستش دادن؛ یا رویای چیزهایی رو میبینن که نمیتونن بهدست بیارن. اگه همش اینکار رو بکنی چطور میخوای از زندگی لذت ببری؟ - راست میگی! + تا از چیزی دست نکشی، احساسِ خوشبختی نمیکنی... من هیچوقت کسی رو عمیقت
سازت را با بهار کوک کن
-
تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 20:01
سازها را گم کردهاند، مردم. بسیار در پیِ راهی میروند و میخواهند بوی عید بشنوند. میخواهند بوی عید را بخرند و به جیب بزنند و بروند در کنجِ خود شاد شوند. بسیاری میخواهند بوی عید را بچشند، اما نمیتوانند. بسیار در پیِ راهی میروند و نمیدانند به کجا خواهند رسید.بوی عید را نمیشود یافت. آنقدر پنهان
بی سین بی الف بی راء
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:18
شاید اگر چندین ماه قبل بود، یا سالِ پیش، برای آمدنِ بیست و ششم روزشماری میکردم! ذوقزده بودم و دوست داشتم سر برسد. دوست داشتم بیست و ششم بیاید. ولی حالا، که این همه ماجرا بر این دلِ صابمُرده گذشته است، نه! چرا باید ذوقزده باشم؟ یا اصلاً چه دلیلی دارد که بخواهم بیست و ششم را ببینم؟ نه نه! راستش هم
در ضمیمهی بیشعور نباشیم!
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:18
امروز که رفتم مدرسه و آقای ر. رو بالای سکو دیدم، واقعا توپم پر بود :)) برای نهجالبلاغه بهم یهچیزی گفت! فکر میکردم خودش خبر داشته باشه؛ رفتم جلو گفتم خبر دارین دیگه؟ که اسمم نبود و من از آزمون اومدم بیرون؟ :)) چشماش گرد شده بود، تعجب تعجب تعجب :)) گفت یعنی چی؟ چرا اومدی بیرون آخه؟ اه! چیکار کردی؟؟
مراقبِ فایلهای «فوق محرمانه»ـتان باشید!
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:18
همین چند دقیقهی پیش رفته بودم در پوشههای فایلهای آپلود شدهام. بینِ آن فایلهایی که باید مُهرِ «فوق محرمانه» کوباند روی بستهشان و نگذاشت که کسی بفهمد چقدر برایت مهماند! که باید آنها را اگر حضورِ فیزیکی داشتند در زمین چال کرد و سالی یکبار به آنها سر زد. از آن فایلهایی که نمیشود همیشه دیدشان
و تکرارِ روزهایی که بازخوردی هستند از هرآنچه بود
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 6:33
تکرار. تکرارِ دوستداشتنیِ من. تکرارِ همهی محسوساتی که حس نمیشدند. تکرارِ لعنتی. تکرارِ فکرِ تو. تکرارِ نبودنها. تکرارِ زندگی. بشنوید
مرزهای گمشده و نقشهای بیپایان
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 6:33
فکر میکردم فقط تیکِ عصبیه. سر تکون دادنِ مامانیـمون رو میگم.-مادربزرگِ پدری- اینکه سرش رو تکون میده. پشتِ سرِ هم، متناوب، سریع. دیروز که داشتم خفه میشدم، مثلِ تک تکِ ثانیههای دیگه، دیدم تیکِ عصبیه خوبیه. فهمیدم بالاتر از یه
فیزیک را چه میشود؟!
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 6:33
جدای از اینکه امتحانهای نزدیکِ عید همشون مزخرف محسوب میشن، ولی بعضی امتحانها که در زمانهای دیگه هم مزخرفاند، در نزدیکیِ عید منجر به فاجعه میشن! مثل فیزیک! هرچند توی ترم فیزیک رو بیست شدم ولی این دلیل نمیشه ازش بدم نیاد! به هم
بیشعور نباشیم
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 6:33
امروز واقعا از آقای ر بدم اومد.اسم منو اشتباهی داده:| بعداً نوشت: توضیحات تکمیلی
در راستایِ بیشعور نباشیم!
-
تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 6:33
چند وقت پیش رفته بودیم برای اصلاح نمرهی ورزش. من و خرخون شماره یک. رفتیم توی دفتر برای یهکاری! بعد دیدیم دبیر ورزش داره نمره وارد میکنه. به خرخون شماره یک گفتم نکنه نمره رو اشتباهی وارد کنه؟ گفت «حالا که اومدیم بیرونِ دفتر! چجو
وقتی یه تنبل شروع میکنه به درس خوندن :|
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 2:31
اونقدری که خوابم میاد، نفسم نمیاد :| منظورم اینه که حوصله و توانِ نفس کشیدن هم نیست. اونقدری با این کلماتِ کتاب سرم داغ کرده، که الان یه ربع هست که سرِ یه کلمهام :| حالا خوبه همش سه چهارساعته دارم درس میخونم :/ فکر کنم من در راه کنکور بمیرم :| یا قبلش از خستگی یا بعدش از استرس!
رتبهی اول آزمون پیشرفت تحصیلی تجربی دهم دبیرستان ماندگار شهید بهشتی!
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 2:31
شنبه نمرهی فارسیم رو گرفتم. وقتی ورقهها رو در آورد، تو دلم گفتم به هیجده و نیم راضی هستی یا نه؟ وقتی گفتم آره. خیالم جمع شد. نوزده و نیم شدم :) نمیدونم چقدر براتون جالبه که یهچیزی عیناً تکرار بشه. مثلاً دیروز، یکشنبه، زنگ انشا، وقتی دبیر اول ورقههای امتحانیِ یهکلاسِ دیگه رو در آورد و بعدش کتابِ یه د...
فکر میکنم چیزی نیست که منتظرش باشم!
-
تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 8:43
یه برگه بهمون داده بودن، از این مشاورهها. نمیدونم چرا هیچ عکسی ازش نگرفتم دیشب :/ یکی از سوالاش همینی بود که توی عنوان نوشتم. درسته که من زدم متوسط؛ ولی زیاد بود! زیاد فکرمیکنم که چیزی نیست که منتظرش باشم! جوابهای خرخونِ شمارهی یک رو نگاه کردم. همونی که تکفرزند بود و فکر میکرد من که تکفرزند نیستم، خ...
کابوسِ رسیدن به سرابی، بیداری و خوابی!
-
تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 8:43
دیشب خوابی که میدیدم شاید از نظرتون بیربط بهنظر بیاد. اما برای منی که یهروز نشونهگیرِ خوبی بودم، خیلی حرف داشت. داشتم رانندگی میکردم[گواهی هم نداشتم اصن :دی]. شب بود. نور هم کم بود. نورِ کم رو از قبل میدونستم تعبیرش رو. یعنی گمراهی فکرکنم! الان هرچی میگردم پیداش نمیکنم. چندین سال پیش خواب دیده بودم ...
روزی بود. روزگاری!
-
تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 8:43
روزی بود. روزگاری. طولانی بود. خسته کننده. تنها. راه میرفتیم. تنها. تنها. با هم. ولی تنها. و این چقدر سخت بود. که بودیم و نبودیم. که زنده بودیم. ولی زندگی نمیکردیم. که زندگی میکردیم، شاید! ولی چقدر کوتاه، گذشت. چقدر کوتاه تموم شد. دلخوشیها. امیدواریها. دعاها! دعاها! یادش بخیر! بچه بودم. هیچوقت، هیچو...
و حسرت میبرم به دلهای پاک!
-
تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 8:43
پارسال بود. سخنرانی روایتی میخواند که مضمونش این بود :«روحِ انسانها از معصومین و از نسلهای دیگر سرچشمه گرفته شده. حتی روحِ ائمه و معصومین و پیامبران با واسطه بوده. اما حضرت زهرا سلام الله علیها مستقیماً و بدونِ واسطه از خداوندِ بلندمرتبه گرفته شده. مقام حضرت زهرا سلام الله علیها آنقدر بالا و مهم و ب...
روسیاه؛ اشتباه، اشتباه، اشتباه
-
تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 8:43
غیرقابل جبران.
واکنش برگشت ناپذیر
-
تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 8:43
حالم واقعاً عجیبه. تا حالا اینطوری نشده بودم. نمیدونم چند درصدش تحت تاثیرِ فیلم هست و چند درصدش از قبل بوده. فکر کنم پنجاه پنجاه باشه. فیلمها همیشه همینطوریان. البته همیشه همینطوری نیستن. البته فیلمهای ایرانیِ اینچنینی همیشه همینطوریان. اونقدر که سعی میکنن همه و همهی بدبختیهای ملتو جمع کنن تو یه فیل...