زندگی باید کرد! - تاریخ: 1395/11/22 ساعت: 8:38
1. سهشنبههایی که زیست نداریم، روزِ راحتیه. روزِ رهاییه! روزی هست که میتونی یک زنگ ، بدونِ تکنولوژی! هرکاری دلت میخواد انجام بدی ؛ کتاب بخونی ، درس بخونی یا حتی پینگ پونگ بازی کنی و یا حتی یکی رو یادِ این بندازی که چقدر تنهاست[+] این سهشنبهها رو دوست دارم. سهشنبهها برام روزهای خوبی بودن. پارسال هم سه...
تمرین در نمازخانه! - تاریخ: 1395/11/22 ساعت: 8:38
یکروز که شاید زنگ فارسی بود ، شاید هم زنگ دینی یا قرآن ، مدیر آمد داخل کلاس ، به ما هفتمیهای تازهوارد کاغذی را نشان داد که رویِ آن شعری چاپ شده. توضیحی دربارهی شعر داد و گفت حفظش کنید. چرایش را بعداً سرِ صف خواست که بگوید. از در که خارج شد، دبیر، که یادم نیست که بود،اما یادم است که گفت عادی است. این...
فُلانی را خدا شفا دهاد! - تاریخ: 1395/10/14 ساعت: 3:35
فُلانی رو یادتونه؟! [+ و +] گفته بودم که پیگیر بودنش مشکوکه ... عاغا شکّم درست بود :)))) یعنی اونقدر دور از عقل بود که نگفتمش! نه به بقیه! حتی به خودم نگفتم! :دی هیچکس فکرش رو نمیکرد که فُلانی اینقدر بیعقل باشه ؛ ولی من فکرش رو میکردم ... راستش الان به شدت دلم میخواد بهش بخندم!! ولی فردا امتحان دارم...
حکایتی از ادبیات! - تاریخ: 1395/10/14 ساعت: 3:35
نمیدونم چرا! از هشتم و حتی هفتم ، ادبیات فارسی برام آنچنان مشکلساز نبود. آنچنان سخت نبود. فقط هشتم نمیدونستم تاریخ ادبیات هم امتحان میاد ، اسم نویسندهها رو ننوشتم و نمرهام شد نمیدونم چند! که اونم مستمر بود و مهم نبود و بیست شدم نهایتاً. امسال هم با اینکه برام آسون بود ، ولی از دو امتحان مستمر ، اولی...
ناگفته - تاریخ: 1395/10/14 ساعت: 3:35
از دیشب یه حرفی هست که میخوام بگم ، نمیدونم چی هست ، نمیدونم چجوری میشه گفت ... حتی نمیدونم حرفی هست یا نه ... ولی از دیشب حس میکنم باید یه چیزی بگم ، باید به یه نتیجهای برسم ، باید یهچیزی رو که تا حالا درک نکردم درک کنم. اما شاید طبق همون قانونی که میگه هیچ بایدی وجود نداره ، قرار نیست حرفی بزنم یا...
اینم از امروز - تاریخ: 1395/10/14 ساعت: 3:35
امتحان فیزیک داشتم! اصلاً از دیشب و امروز صبح قبلِ امتحان حرف نمیزنم که حتی فکر کردنِ بهش حالم رو بد میکنه از بس فاجعه بود. البته قبلاً امتحاناتی هم بوده که از این هم بیشتر استرس داشته باشم ولی واقعا اینبار داغون شدم. صبح که قبل امتحان بچهها از دبیر سوال میکردن دبیر میگفت نگران نباشید. اینورتر که او...
امتحان جغرافیایی با طعم تاریخی و زمانشناسی - تاریخ: 1395/10/14 ساعت: 3:35
جغرافی از چهارم ابتدایی وارد درسهای من شد فکر کنم. یادم هست اون موقع ، امتحان شفاهی میخواست بگیره و بعد نوبت من که شد ، مراکز استانها رو پرسید! و من کُپ کردم که عه! مگه اون تصویر ایران که استانها و مرکزهاش رو نوشته امتحانه؟! مثلاً یادمه چهارمحال و بختیاری رو پرسید و کهگیلویه و بویر احمد! و فکر کنم ک...
چند فروند کار خوب روی باندِ بلاگستان - تاریخ: 1395/10/14 ساعت: 3:35
*مرتبط با چالشِ جولیک اول بخونید لینک بالا رو! خاب! اولاً که متاسفانه بچه مدرسهایِ خرخوانِ بیستخواه جماعت ، وسطِ امتحاناتِ ترمی ، یک روز کامل در اختیار شخصِ شخیصِ هوا هم نمیتونه باشه! ولی واقعا دوست داشتم چالش رو! عالیه ؛ عالی!! حقیقتش اینه که من بلد نیستم! نمیدونم چرا! ولی بلد نیستم.مثلا یکبار من و...
والا پیامدار - تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:45
هر ولادتی برای من طعم و خاطره و شکل و شمایلی متفاوت از دیگری دارد ... ولادت صاحب الامر همیشه رنگ و بوی خانهی همکاری را دارد که همیشه پسرکِ خانه در حال دویدن و بازی با همبازی خودش است! یا ولادت امام علی علیه السلام طعم و شکل شمایل روزی از تیرماه را دارد که سالها پیش رفته بودیم در مجلس و محفلی که شاید...
هیچوقت نمیگفت ایکاش! - تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:45
بخونید نوشتهی تصویر رو :) اگر بزرگتر میخواین ببینید تصویر رو : کلیک کنید ::: صدای اخشابی ، صدای خاطرههاست برام! دوستداشتنیه بعضی از آهنگهاش ... یهویی شنیدم و گفتم شما هم بشنوید! پس : بشنوید
در بحبوحهی امتحانات - تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:45
خداروشکر :) وضعیت سفید هست فعلاً و امیدوارم سفید باقی بمونه! قرار بود امتحان ترم دفاعی چهارشنبه باشه که موکول شد به آخر تاریخ امتحانات ... هرچند فردا امتحانِ میانترم دفاعی هست و فرقِ چندانی با امتحان ترم نداره از لحاظ اهمیت! چون دبیرمون تا حالا امتحان کتبی نگرفته :| و خیلی جالبه که تا الان نخوندمش!!...
هوا سرد هست و قلبها در حلق :| - تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:45
امروز دفاعی امتحان بود! از پنجتا درس ، دو درس رو حتی نگاه هم نکرده بودم :| خدا رحم کرد دقیقاً ... خطر خیلی نزدیک بود :| خداروشکر :) چیزی رو غلط ننوشتم و فکر نمیکنم زیاد نمرهام از دست بره :) صبح هوا خیلی سرد بود ... استرس هم شدید ... این دوتا اصلاً با هم سازگار نیستن!! نفس آدم بند میاد وقتی بخواد هرد...
یل*دا - تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:45
+ یلداتون مبارک :)
زمستون رو شروع کنیم؟ - تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:45
امتحان کتبیِ زیستِ امروز لغو شده بود ... گفته بود شفاهی ... ولی همون شفاهی رو هم نگرفت :)) در واقع یه کلاس دیگه تقویتی داشت و رفت اون کلاس و کلاس ما بیکار :دی ادامه مطلب
امان از امانت - تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:45
داشتم درس میخوندم مثلاً ... بعد یهو یاد یه چیزی افتادم ... خشکم زد :| دیروز ، دبیر زبان ، یه مدادنوکی که میدونم مال کی بود و یه غلط گیر که نمیدونستم مال کی هست رو آخر زنگ ، وقتی داشت میرفت داد به من که بدم به صاحبهاش ... یعنی خودم داوطلبانه ازش گرفتم که بدم به صاحباش :| چقدر هم تأکید کرد که بدی بهشو...
هیچجا نمیریم! همینجا هستیم! - تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:44
امروز نمیدونم چه خبر بود که چند نفری رفتن ، دو نفری رو میشناختم و یه نفر رو دورادور میشناختم و یه نفر رو هم نمیشناختم! دقیقاً متوجه نشدم تقصیر کی بود و یا چی شد ..و مهم هم نیست!! چرا؟ چون همهچی شده بازی!! نوشتن و خوندن شده بازی! وبلاگ شده بازی! طولانی نوشتن و ننوشتن شده بازی ... اصلاً همهچی شده بازی...
تقصیر من بود! - تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:44
بعضی اوقات حال آدم بده و میخواد بنویسه تا آروم بشه ... من الان اونقدر حالم افتضاحه که دارم میترکم ... نمیدونم چی بنویسم؟ از کجا بنویسم؟ ورقه که گرفتم حس کردم که گیج شدم! نمیفهمیدم سوالها رو ... چیزی حدود بیستدقیقه روی سوال اول موندم ؛ بیست و پنج دقیقه روی سوال دوم!! همش 12 تا سوال بود و معمولاً برای...
رفت و برنگشت - تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:44
صدای چکش و ساخت و سازِ همسایهخانه چندروزیست که اگر به گوش نرسد دو احتمال دارد! یا ناهار است یا شام! صدای چکش نیامد. گوش تیز کردم که چه شده؟ [هق هق میزد و میگفت] تموم شـد؟ نهههه. تموم شد. صدای کوبیدن چکش روی زمین دیوار و سقف از سر گرفته شد. نمیدانم تمام نشده بود یا نه ، که انگار با صدای آمبولانس جان ...
البته واضح و مبرهن است! - تاریخ: 1395/9/9 ساعت: 22:50
خیلی خوبه که یهخورده هم آدم باشم! هیچوقت یادم نیست از وقت و زمانم استفادهی درست کرده باشم! هیچوقت یادم نیست برای خودم وقت گذاشته باشم! هیچ یادم نیست که آدم بوده باشم! من هرکاری خواستم رو انجام دادم! به هرچیزی خواستم فکر کردم! هر حرفی رو که خواستم زدم[البته در این یک مورد، هنوز خیلی از حرفها هست که ب...
قاراشمیش! - تاریخ: 1395/9/9 ساعت: 22:50
دنبال کلمه میگشتم برای شلوغی ذهنم! به هم ریخته؟ خسته؟ شلوغ؟ مشغول؟ نه! قاراشمیش از همشون بهتره! از همه بهتر توصیف میکنه! در حدی بهم ریخته هستم که یه ساعت با خودم میگم الکی ناراحتم و چیزی برای ناراحتی وجود نداره! راست هم میگم! چرا باید ناراحت باشم؟! وقتی آدم هیچ غلطی نمیتونه انجام بده چرا باید ناراحت...

برچسب‌های محبوب

گفتم که بود گفتا که یار | والا پیامدار